ابراهيم عاملي ( موثق )
156
تفسير عاملي ( فارسي )
هر چيزى چنان كه هست بينند ، ديگران از صنع بصانع نگرند ايشان از صانع در صنع نگرند ، خاصگيان حضرتند ، بداغ گرفتگان مملكتند : بنده ى خاص ملك باش كه با داغ ملك روزها ايمنى از شحنه و شبها ز عسس « يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ ) * - تا آخر » 104 طبرى : ابى عون ثقفى گفت از صبيح شنيدم كه او گفت از عثمان شنيدم كه اينطور قرائت مىكرد : * ( ( يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ ) * ، و يستعينون اللَّه على ما اصابهم ) . ابو الفتوح نوشته است : بيشتر متكلَّمان برآنند كه فرض بر كفايت است ، و مذهب ما آن است كه فرض بر اعيان است . و نهى منكر بسه مرتبه باشد : بدست و زبان و دل اگر ممكن باشد بهر سه بكند هم بدست هم بدل هم به زبان اگر بدست نتواند به زبان اگر به زبان نتواند بدل منكر باشد فعل منكر را و ترك معروف را نعمان بشير روايت كند كه رسول عليه السّلام گفت : مثل عامل منكر در ميان قوم چنان باشد كه كشتى بود در ميان دريا قومى بروند و بهاى آن كشتى ببخشند و قسمت كنند و هر كس بنصيب و حصّهء خود بنشيند آنگه يكى از ايشان تبرى بردارد و آن نصيب خود سوراخ كند ديگران او را گويند چه مىكنى ؟ گويد در نصيب خود تصرف مىكنم شما را چه كار هست اگر او را به اين گفتار رها كنند و دستش نگيرند كشتى بيران كند و آب درآيد و او و ايشان غرق شوند . مجمع : معنى معروف طاعت است و منكر معصيت و نقل كردهاند كه آنچه خدا و پيغمبر دستور دادهاند معروف است و آنچه منع كردهاند منكر است و ديگرى گفته است : معروف آن است كه عقل يا شرع آن را نيكو بشناسد و منكر آن است كه عقل يا شرع زشت بداند . از حضرت صادق ( ع ) روايت شده است كه آيه را اينطور فرموده است : « و لتكن منكم ائمّة » و در آيت ديگر هم « كنتم خير ائمّة اخرجت » كه با دو همزه تلفّظ شده است و اين آيه دليل است بر وجوب امر بمعروف و نهى از منكر و اهميّت آن در دين زيرا رستگارى انسان را مربوط به اين عمل نموده است .